شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر آن کاری که من دانم بر آیدبهل تا در وفا جانم برآید
۲
من آن ایام دولت را چه گویم؟که گوی او به چوگانم برآید
۳
کدامین مور باشم من؟ که روزیسخن پیش سلیمانم برآید
۴
شکار آهویی زان گونه وحشیعجب کز شست و پیکانم برآید!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth