شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نالهٔ بلبل شوریده به جایی برسیدگل به باغ آمد و دردش به دوایی برسید
۲
عمر بلبل چو وفا کرد به دوری بنمردتا ز پیوستن گل بوی وفایی برسید
۳
گل چه پیراهن زر دوخته بر داد بباد؟کز میان غنچهٔ مسکین به قبایی برسید
۴
هر که بر بوی گل و نالهٔ بلبل سحریدر چمن رفت، به برگی و نوایی برسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth