شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من کشتهٔ عشقم،خبرم هیچ مپرسیدگم شد اثر من،اثرم هیچ مپرسید
۲
گفتند که: چونی؟ نتوانم که بگویماین بود که گفتم، دگرم هیچ مپرسید
۳
فردا سر خود می‌کنم اندر سر و کارشامروز که با درد سرم هیچ مپرسید
۴
وقتی که نبینم رخش احوال توان گفتاین دم که درو می‌نگرم هیچ مپرسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth