خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حسن عارض چون ماه و زیب چهرهٔچون خورببردی از بر من دل، بخوردی از دل من بر
۲
ز رشک طلعت خوبت بریزد اختر گردونز اشک چشمهٔ چشمم بمیرد آتش اختر
۳
به صید عاشق بیدل گشاده زلف تو چنگلبه صید بیدل مسکین کشیده چشم تو خنجر
۴
شکنج سنبل پست تو گنج صورت و معنیفریب نرگس مست تو زیب جامه و زیور
صفحهٔ ۱ از ۳