شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسرشیشه بیار و قدح، پسته بریز و شکر
۲
جامهٔ زهدی، که بود بر تن ما، تنگ شدبادهٔ صافی بیار، جامهٔ صوفی ببر
۳
ای صنم چنگ ساز، تن چه زنی؟ رود زنای بت عاشق‌نواز، غم چه خوری؟ باده خور
۴
می که تو داری به کف روزی و مقسوم تستتا نخوری قسم خود وعده نیاید به سر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth