شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تن به تو دادم، دل و جانش مبردل برت آمد، ز جهانش مبر
۲
از دل من گرچه گرو می‌بریاول بازیست، روانش مبر
۳
دشمن من بر دهنت سود لباو چه شناسد؟ به زبانش مبر
۴
گر سرم از پای تو دوری کندباز به جز موی کشانش مبر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth