خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیکترور یار دلداری دهد خود چون بود زان نیکتر؟
۲
شد باغ پرینگی دگر، هر برگی از رنگی دگردر زیرش آونگی دگر از لعل و مرجان نیکتر
۳
صرصر غبار انگیخته، در شاخسار آویختهبر ما نثاری ریخته، از صد زرافشان نیکتر
۴
شاخ رزان،در گشت رز، پوشیده رنگارنگ خزهر گوشه شادروانی از تخت سلیمان نیکتر
صفحهٔ ۱ از ۲