شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف مشکینت چو دامست، ای پسرعارضت ماه تمامست، ای پسر
۲
در فروغ روی و چین زلف تومایهٔ صد صبح و شامست، ای پسر
۳
تا بود بر دیگری وصلت حلالبر من آسایش حرامست، ای پسر
۴
زان دهان تنگ شیرینم بدهبوسه‌ای، گر خود به وامست، ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth