شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبر من بر گذشت همچو بهاری دگربر رخش از هفت و نه، نقش و نگاری دگر
۲
گفتمش: ای جان، بیا، دست به یاری بدهگفت: نیارم، که هست به ز تو یاری دگر
۳
گفتمش: آخر مکن بیش کنار از برمگفت: دلم می‌کند میل کناری دگر
۴
گفتمش: از هجر تو گشت نهارم چو لیلگفت: ازین پیش بود لیل و نهاری دگر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth