شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه عالم پرست ازین منظورهمه آفاق را گرفت این نور
۲
حاصل شهر عاشقان سریستگرد بر گرد آن هزاران سور
۳
گر چه پر آفتاب گشت این شهرزان میان نیست جز یکی مشهور
۴
گنج در پیش چشم و ما مفلسدوست بر دستگاه و ما مهجور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth