شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم غریب دیار تو، ای غریب‌نوازدمی به حال غریب دیار خود پرداز
۲
به هر کمند که خواهی بگیر و بازم بندبه شرط آنکه ز کارم نظر نگیری باز
۳
گرم چو خاک زمین خوار می‌کنی سهلستچو خاک می‌کن و بر خاک سایه می‌انداز
۴
درون سینه دلم چون کبوتران بتپدچه آتشست که در جان من نهادی باز؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth