شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار ار نمی‌کند به حدیث تو گوش بازعیبی نباشد، ای دل مسکین، بکوش باز
۲
چون پیش او ز جور بنالی و نشنوددرمانت آن بود که بر آری خروش باز
۳
هر گه که پیش دوست مجال سخن بودرمزی سبک در افکن و می‌شو خموش باز
۴
ای باد صبح، اگر بر آن بت گذر کنیگو: آتشم منه، که در آیم به جوش باز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth