خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما در به روی خلق فرو بستهایم بازدر شاهد خیال تو پیوستهایم باز
۲
دل جوش میزند ز تمنای وصل توما را مبین که ساکن و آهستهایم باز
۳
با هجر و درد و محنت و اندوه عشق تویک اتفاق کرده و نگسستهایم باز
۴
رنگ ریا و زنگ نفاق و نشان کبراز خود به خون دیده فرو شستهایم باز
صفحهٔ ۱ از ۲