شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عنایتیست خدا را به حال ما امروزکه شد خجسته از آن چهره فال ما امروز
۲
شبی چو سال ببینم و گرنه نتوان گفتحکایت شب هجر چو سال ما امروز
۳
فراقنامه که دی دل به خون دیده نوشتسپرده‌ایم به باد شمال ما امروز
۴
کجا خلاص شوند از وبال ما فردا؟جماعتی که شکستند بال ما امروز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth