خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چه گویم من، ای دبیر، امروزنه به هوشم، ز من مگیر امروز
۲
قلم نیستی به من در کشکه گرفتارم و اسیر امروز
۳
سالها در کمین نشستم تادر کمانم کشد چو تیر امروز
۴
رو بشارت زنان، که گشت یکیبا غلام خود آن امیر امروز
صفحهٔ ۱ از ۲