خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به رخ شمع شبستانم تویی بسبه قامت سرو بستانم تویی بس
۲
نهان بودی ز ما، پیداستی بازکنون پیدا و پنهانم تویی بس
۳
من و ما و دل و جان و سر و مالهمه کفرست، ایمانم تویی بس
۴
اگر در دل کسی بود، آن ندانممیان نقطهٔ جانم تویی بس
صفحهٔ ۱ از ۳