خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صبا، از من آشفته فلان را میپرسمینشان جان و دل و آن دل و جان را میپرس
۲
در جهان هم نفسی جز تو ندارد جانمهر نفس میرو و آن جان جهان را میپرس
۳
زلف او را ز رخ او به کناری میکشغافلش میکن و آن چشم و دهان را میپرس
۴
در چمن میشو و بر یاد گلش می مینوشوز چمن میرو و آن سرو روان را میپرس
صفحهٔ ۱ از ۲