شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخت زیبا دلبرست او، چشم بد دور از رخشماه را ماند که می‌تابد همی نور از رخش
۲
این پریوش را اگر فردا به فردوس آورندرخ چو بنماید، خجل گردد بسی حور از رخش
۳
گر به بستان آید آن گل‌چهر با این غنج و نازگل بماند در حجاب و غنچه مستور از رخش
۴
آیت نصرة بسی خوانم، که از راه وصالباز گردد لشکر امید منصور از رخش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth