خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نام او همی گویی به نام خود قلم در کشورش دانستهای، زنهار! خامش باش و دم درکش
۲
ازآن بیچون و چند ار تو نشانی یافتی این جاز کوی چند و چون بگذر، زبان از بیش و کم در کش
۳
فراغی گر همی خواهی، چراغی از وفا بر کنبه باغ آن پری نه روی و داغ آن صنم در کش
۴
چو با زنار عشق او صبوحی کرد روح تودلت را خاجها بر رخ ز نیل درد و غم در کش
صفحهٔ ۱ از ۳