خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا، دگر قدم از کوی دوست بازمکشکنون که قبله گرفتی سر از نماز مکش
۲
بر آستانهٔ معشوق اگر دهندت بارطواف خانه کن و زحمت حجاز مکش
۳
ز ناز کردن او ناله چیست؟ شرمت بادترا که گفت: کزو کام جوی و ناز مکش؟
۴
نسیم باد، بده بوی آن نگار و دگرمرا در آتش اندوه در گداز مکش
صفحهٔ ۱ از ۳