خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نخواهم برد جان از دست دلای مسلمانان، فغان از دست دل
۲
سینه میسوزد نهان از جور چشمدیده میگرید روان از دست دل
۳
ای رفیقان، چون ننالم؟وانگهیبر تنم باری چنان از دست دل
۴
هر که از دستان دل غافل شودزود گردد داستان از دست دل
صفحهٔ ۱ از ۲