خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر به مجلس قاضی نمودهاند که: مستممرا ازان چه تفاوت؟ که رند بودم و هستم
۲
مرا چه سود ملامت؟ به یاد بادهٔ روشنکه پند کس ننیوشم کنون که توبه شکستم
۳
اگر چه گوشه گرفتم ز خلق و روی نهفتمگمان مبر که ز دام تو شوخ دیده برستم
۴
گمان مبر که بدوزم نظر ز روی تو هرگزکه من چو صنع ببینم خدای را بپرستم
صفحهٔ ۱ از ۳