شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن لب چون به یک بوسه من بیمار خرسندمنخواهم شیشهٔ نوش و نباید شربت قندم
۲
مگر یزدان به روی من در وصل تو بگشایدو گرنه من در گیتی به روی خود فرو بندم
۳
نشان مهر ورزیدن همان باشد که: هر ساعتمرا چون شمع می‌سوزی و من چون گل همی خندم
۴
حدیث محنت فرهاد و کوه بیستون کندنبه کار من چه می‌ماند؟ که در عشق تو جان کندم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth