شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو چشمش راه دل می‌زد من بیدل کجا بودم؟ز خود بیزار چون گشتم؟ برو ایمن چرا بودم؟
۲
رفیقان گر زمن پرسند حال او که: چون گم شد؟بغیر از من کرا گیرند؟ چون من در سرا بودم
۳
معاذالله! کجا خواهم که: گم گردد دلم؟ لیکنسخن بر من همین باشد که: با دزد آشنا بودم
۴
دلم خود رفت و این ساعت دو چشم شوخ این خوبانبجای دل مرا سوزد که: در دل من بجا بودم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth