شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو تیغ بر کشد آن بی‌وفا به قصد سرمدلم چو تیر برابر رود که: من سپرم
۲
به کوی او خبر من که می‌برد؟ که دگرغم تو کوی به کویم ببرد و دربدرم
۳
به یاد روی تو مشغولم آن چنان، که نماندمجال آنکه به خود، یا به دیگری، نگرم
۴
فراق آن رخ آبی به کار باز آوردکه هم نشان وجودم ببرد و هم اثرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth