شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارمهمه خنب‌ها تهی گشت و هنوز در خمارم
۲
ز گریزپایی من چو خبر به خانه آمدنتوان به خانه رفتن، که ز خواجه شرم دارم
۳
ز جهانیان برآمد خبرم به می‌پرستیکس ازین خبر ندارد که چه رند خاکسارم؟
۴
سر بد پسندم آخر که چه فتنه کرد، دیدیدل کژ گمان من بین که: هنوز امیدوارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth