شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درون خود نپسندم که از تو باز آرمبدین قدر که: تو بیرون کنی به آزارم
۲
مرا به عمر خود امید نیم ساعت نیستبه بوی تست شبی گر به روز می‌آرم
۳
حکایت شب هجران و روز تنهاییزمن بپرس، که شب تا بروز بیدارم
۴
ز شهر نیز بدر می‌روم، که خانهٔ خلقخراب می‌شود از آب چشم خونبارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth