خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست آمدم امشب، که سر راه بگیرمیک بوسه به زور از لب آن ماه بگیرم
۲
دانم که: دهد عقل نکوخواه مرا پندلیکن عجب ارپند نکوخواه بگیرم
۳
تا هیچ کسم راز دل ریش ندانداین اشک روان بر رخ چون کاه بگیرم
۴
هر چند بکوشید که بیگاه بیایدمن نیز بکوشم که ز ناگاه بگیرم
صفحهٔ ۱ از ۳