خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غم خویش چنان شیفته کردی بازمکز خیال تو به خود نیز نمیپردازم
۲
هر که از نالهٔ شبگیر من آگاه شودهیچ شک نیست که چون روز بداند رازم
۳
گفته بودی: خبری ده، که ز هجرم چونی؟آن چنانم که ببینی و ندانی بازم
۴
عهد کردی که: نسوزی به غم خویش مراهیچ غم نیست، تو میسوز، که من میسازم
صفحهٔ ۱ از ۲