شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزمدر خویش زنم آتش و مردانه بسوزم
۲
چون با من بیگانه غمش را سر خویشستبا خویش در آمیزم و بیگانه بسوزم
۳
دیوانه شوم، سر به خرابات برآرمبر خویش دل عاقل و دیوانه بسوزم
۴
گر آتش اندوه برین آب بماندهم رخت براندازم و هم خانه بسوزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth