شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیب من نیست که در عشق تو تیمار کشمبار بر گردن من چون تو نهی بار کشم
۲
بر سر خاک درت گر بودم راه شبیسرمه‌وارش همه در دیدهٔ بیدار کشم
۳
دلم آن نیست که من بعد به کاری آیدمگرش من به تمنای تو در کار کشم
۴
به دهان تو، که از وی شکر اندر تنگستاگرم دست دهد قند به خروار کشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth