شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلمخبر کنش که: زهی بیخبر ز کار دلم!
۲
شکستهٔ غم عشقت ز روزگار، ای دوستدل منست، که شادی به روزگار دلم
۳
کنون که در پی آزار من کمر بستیمباش بی‌خبر از ناله‌های زار دلم
۴
برین صفت که دلم را نگاهبان غم تستبه منجنیق نگیرد کسی حصار دلم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth