خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه! که امروز چه آشفته و بیخویشتنمدشمنم باد بدین شیوه که امروز منم
۲
شد چو مویی تنم از غصهٔ نادیدن تورحمتی کن، که ز هجر تو چو موییست تنم
۳
اثری نیست درین پیرهن از هستی منوین تو باور نکنی، تا نکنی پیرهنم
۴
دهنت دیدم و تنگ شکرم یاد آمدسخنی گفتی و از یاد برفت آن سخنم
صفحهٔ ۱ از ۳