شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دوست که می‌بینم، آن دوست که می‌دانمتا آنکه رخش دیدم، او من شد و من آنم
۲
در آینه جز رویی ننمود مرا، زین روای کاج! بدانم تا: بر روی که حیرانم؟
۳
هر چند که میران را از مورچه عار ایداو گوید و من گویم، چون مور سلیمانم
۴
چون شست به یک رنگی نقش سبک و سنگیحکمی من و حکمی او، میرانَد و میرانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth