شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم زندان عشق توست و زندانی درو جانمچو زندانی شدم،دیگر چه می‌خواهی؟ مرنجانم
۲
مرا خوان، ای پری‌چهره، که گر صد بار در روزیسگم خوانی دعا گویم، بدم گویی ثنا خوانم
۳
گر امیدی که من دارم روا گردد ز وصل توبه دربانیت بنشینم، به سلطانیت بنشانم
۴
مرا از روی خود دوری چه فرمایی و مهجوری؟اگر حکمی کنی بر من، به چیزی کن که بتوانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth