خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف مشکینت چو دامست، ای صنمعارضت ماه تمامست، ای صنم
۲
تا بود بر دیگران وصلت حلالبر من اسایش حرامست، ای صنم
۳
زان دهان تنگ شیرینم بدهبوسهای، گر خود به وامست، ای صنم
۴
هر زمان گویی که: فردایی دگرسوختم، فردا کدامست؟ ای صنم
صفحهٔ ۱ از ۲