خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو گلشن حسنی و ما چون خار و خاشاک، ای صنماز ما چرا رنجیدهای؟ حاشاک، حاشاک! ای صنم
۲
آثار خشم و چشم تو کفرست و ایمان، ای پریگفتار تلخ و لعل تو زهرست و تریاک، ای صنم
۳
از دردمندان چنین در دل کدورت داشتنما را شگفت آید همی زان گوهر پاک، ای صنم
۴
وقت گلست، ای ماهوش، در وقت گل خوش باش، خوشاز دوستان اندر مکش روی طربناک، ای صنم
صفحهٔ ۱ از ۳