شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیمور زانکه نگه داری، روزیت به کار آیم
۲
ای پردهٔ عار خود و ندر دم مار خودتا غرهٔ خود باشی، مشنو که به کار آیم
۳
من دولت بیدارم، کز بهر سحر خیزاندر ظلمت شب پویم، با نور نهار آیم
۴
روزم نتوان دیدن، زیرا که به گردیدنبا چتر و علم باشم؛ با گرد و غبار آیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth