شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا با دوست میباید که رویارو سخن گویمنه با او دیگری مشغول و من با او سخن گویم
۲
سر بیدوست بر زانو چه گویی؟ فرصتی بایدکه او بنشیند و من سر بر آن زانو سخن گویم
۳
مرا گویند: دردش را بجوی از دوستان دارونه با دردش چنان شادم که از دارو سخن گویم
۴
چو بوی نافه گردد فاش بوی مشک شعر منچو من در شیوهٔ آن چشم بی‌آهو سخن گویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth