شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تخت شاهی دارد آن ترک ختنکی کند رغبت به درویشی چو من؟
۲
جان من چون پر شد از سودای اوبعد ازین جانم نگنجد در بدن
۳
پای او بودی جهان را سجده‌گاهگر چنین سروی برستی از چمن
۴
بی‌رخش روزی نمی‌بیند دلمبی‌لبش کامی نمی‌یابد دهن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth