خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارینا، به وصل خود دمی ما را ز ما بستاندل ما را به آن بالا ز دست این بلا بستان
۲
ز هجران تو رنجوریم، اگر بیمار میپرسیاز آنسر رنجه کن پایی، وزین سر مزد پابستان
۳
ز تشریف وصالم چون کله داری نمیبخشیمن از بهر تو پیراهن قبا کردم، قبابستان
۴
فرستادی که: دل به فرست، اگر کامت همی بایدگر این از دل همی گویی، تو اینک دل، بیا، بستان
صفحهٔ ۱ از ۳