خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگنحسودان را بخوابان چشم و بندی بر زبان افگن
۲
دهانم خشک و لب تلخ از فراق تست، یک باریلب خشک مرا ترساز و بوسی در دهان افگن
۳
کمان ابروان نقدست و تیر غمزه چشمت رابه نام عاشقان زان چشم تیری در کمان افگن
۴
به خاموشی چرا زینگونه عیشم تلخ میداری؟لب شیرین ز هم بگشا و شوری در جهان افگن
صفحهٔ ۱ از ۲