شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه بی‌یادت برآید یک دم از مننه بی‌رویت جدا گردد غم از من
۲
بزن بر جانم آن زخمی، که دانیبه شرط آنکه گویی: مرهم از من
۳
دلم را خون تو میریزی و ترسمکه خواهی خون بهای دل هم از من
۴
مرا از هر که دیدی بیش کشتیمگر کس را نمی‌بینی کم از من؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth