خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دشمن دون گر نگفتی حال منخود به گفتی چشم مالامال من
۲
هر شبی از چرخ نیلی بگذردنالهای این تن چون نال من
۳
حال من چون خال مشکین تیره شددر فراق یار مشکین خال من
۴
کاشکی! آن روی فرخ مینمودتا ازو فرخنده گشتی فال من
صفحهٔ ۱ از ۳