شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟چه کردم که گشته‌ای جهان از جهان من
۲
به کینم مخای لب، چو آنم که پیش ازینهمی بر نداشتی دهان از دهان من
۳
چو من پر شدم ز تو، ز من پر شد این جهانبه نوعی که تنگ شد مکان از مکان من
۴
چنان در تو گم شدم که: گر جویدم کسینیابد به عمرها نشان از نشان من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن مفاعلن فعولن مفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth