خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به منآن فراق اندیش روزی باز پیوستی به من
۲
همچو ماهی صید آن ماهم، که روزی بیست بارزلف چون دامش در اندازد همی شستی به من
۳
گر سر زلفش به دست من رسیدی گاه گاهکی رسیدی محنت ایام را دستی به من؟
۴
گفتمش روزی که: از وصل تو کی من برخورم؟گفت: با چندین بلندی کی رسد پستی به من؟
صفحهٔ ۱ از ۲