شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دور مرو، دور مرو، یار ببین، یار ببیندر نگر از دیدهٔ جان در دل و دیدار ببین
۲
گر ز دل آگاه شدی، هم‌سفر ماه شدیچون تو درین راه شدی خوبی رفتار ببین
۳
گر سفرت هست هوس، جان و خرد یار تو بسنصرت ازین هر دو طلب، هجرت انصار ببین
۴
دوست به پرسیدن تو، روی تو در دیدن توجنس فروشنده نگر، نقد خریدار ببین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth