شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلقهٔ زرین بر آن گوش گهربندش ببینخال مشکین بر لب شیرین چون قندش ببین
۲
بسته بر هم گردن شهری، دل دیوانه رادر میان حلقهای زلف چون بندش ببین
۳
چشم معنی برگشای و چشمهٔ آب حیاتمضمر اندر گوشهٔ لعل شکرخندش ببین
۴
اشک همچون دجلهٔ من در غمش دیدی بسیبر دل من محنت چون کوه الوندش ببین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth