خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببینگذری کن و گل و سوسن و سمنم ببین
۲
تو و او که باشد؟ از این دویی چه کنی سخن؟همه اوست این نه تویی، بدان، نه منم، ببین
۳
در و بام خلوت من پر است ز نقش اوبه تو شرح واقعه بیش از این چه کنم؟ ببین
۴
ز درش به روز من ار چه دور همیرومشب تیره بر سر کوی او وطنم ببین
صفحهٔ ۱ از ۳