شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر سوی من چنین نگرد چشم مست توسر در جهان نهم به غریبی ز دست تو
۲
آمد بهار و خاطر هر کس کشد به باغمیلی کی او کند که بود پای بست تو؟
۳
قاضی ترا به دیده ملامت همی کندبر محتسب، ز دست محبان مست تو
۴
سر بگذرد به چرخ بلندم به گردنیگر دست من رسد به سر زلف پست تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth